وبلاگ

sarmayegozari

اصول سرمایه گذاری و تحلیل تکنیکال

  |   مقالات

اصول سرمایه گذاری بلند مدت

در بورس اوراق بهادار معمولاً توصیه می‌شود سرمایه گذاری به صورت بلند مدت برنامه ریزی شود. مطمئناً اولین سئوالی که مطرح می‌شود این است که در شرایط فعلی و در بورس ایران سرمایه گذاری کوتاه مدت سود بیشتری دارد و بالعکس سرمایه گذاری بلندمدت علاوه بر اینکه سود قابل قبولی ندارد در مقاطعی کاهش ارزش سرمایه را به همراه دارد. توجه داشته باشید که سرمایه گذاری بلند مدت اصولی دارد که به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

اصل یکم -مهم‌ترین اصل این است که حتی در بهترین شرایط ممکن است به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات نهانی قیمت سهم خریداری شده افت کند و یا از ارزش آن کاسته شود بنابراین اگر فرد سرمایه گذار کوتاه مدت برنامه ریزی کرده باشد ممکن است در چنین شرایطی مجبور به خروج از بازار شود و این یعنی بدترین ضربه به بازار بورس و حتی خود شخص چه از نظر مسائل مالی و چه از نظر اثرات روانی، در این شرایط فرد سرمایه گذار به دلیل اثرات مخرب روانی تصمیماتی عجولانه و نادرست خواهد گرفت و نهایتاً نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت، البته فراموش نکنیم وقتی براساس بررسی‌های نسبتاً دقیق اقدامی می‌کنیم و با کاهش ارزش سرمایه مواجه می‌شویم بهتر است به جای غصه خوردن، رفتارمان را تحلیل کنیم. بنابراین برنامه ریزی بلندمدت تنش‌های ناشی از کاهش ارزش سرمایه در کوتاه مدت را نخواهد داشت و فرد سرمایه گذار با آسودگی خاطر منتظر آینده خواهد ماند و در مقاطع کوتاه مدت ضرورتی برای نقد کردن سرمایه خود نمی‌بیند.

البته این توضیحات با فرض انتخاب سهامی با ارزش ذاتی و گذشته مطلوب است که در ادامه و توضیحات مربوط به نکاتی در خصوص انتخاب سهم به آن خواهیم پرداخت ضمناً لازم است در تمامی اصولی که در اینجا مطرح می‌شود به آن‌ها توجه شود.

اصل دوم -همانطوری که در اصل ۱ گفتیم معمولاً وقتی تصمیم بلند مدت اتخاذ می‌شود سهام با ارزش افزوده مناسبی که در گذشته کسب کرده‌اند انتخاب می‌شود و معمولاً تغییرات احتمالی و موقتی در بورس بر روی اینگونه شرکت‌ها اثر مخربی نخواهد داشت و به راحتی آسیب پذیر نیستند و در بلندمدت مجدداً شرایط بهبود را حتی اگر صدمه دیده باشند خواهیم دید، البته دقت شود که در برخی موارد نیز اینچنین نیست که در توضیحات نکات انتخاب سهام به آن‌ها اشاره شده است. فرض کنید روی سهامی برای کوتاه مدت سرمایه گذاری کنیم و این سرمایه گذاری فقط با توجه به بازدهی قابل توجه روزانه تصمیم گیری شود و به واسطه اینکه این داستان همچنان ادامه دارد تصمیمی برای فروش به موقع نگیریم چون بر اساس ارزش ذاتی و یا واقعی انتخاب صورت نگرفته، بنابراین اگر اوضاع تغییر کند و روند کاهشی ارزش سهم آغاز شود تا جایی که حتی امکان نقد کردن آن فراهم نشود، خوب ادامه داستان مشخص و این یعنی بدترین حالت برای سرمایه گذاری.

اصل سوم -وقتی شرکت‌هایی با دید بلند مدت انتخاب می‌کنید یعنی قبول دارید که تصمیم دیگری برای پولتان ندارید حال شرایطی فراهم می‌شود که در میان مدت و یا کوتاه مدت می‌توانید با سود مناسبی از بازار خارج شوید و با آرامش خاطر اقدام به فروش می‌کنید بنابراین می‌توان برنامه ریزی درازمدت داشت و با اطمینان خاطر و ریسک کمتر حتی در کوتاه مدت از بازار خارج شد. پس همیشه با دید درازمدت برنامه ریزی کنید و در صورت لزوم در کوتاه مدت تصمیم به فروش بگیرید
.
اصل چهارم -فراموش نکنید که در هر خرید و فروشی مبلغی به عنوان مالیات، سازمان و کارگزار (در ایران و شرایط فعلی ۲ درصد) کسر می‌شود اگر فکر می‌کنید برنامه ریزی‌های کوتاه مدت سود بیشتری دارد می‌توانید تعداد معاملات و درصدهای پرداختی را جمع بزنید و با شرایط نگه داشتن سهمی در بلند مدت مقایسه کنید، خوب در کوتاه مدت درگیری‌های روزانه بیشتر است ریسک‌های خاص خود را دارد و آرامش در این شرایط کمتر است بنابراین برای حصول نتیجه کنترل روند اتفاقات و تصمیمات می‌تواند مسائل زیادی را برای سرمایه گذار روشن کند.

اصل پنجم -جهت گیری بازار به سمت سرمایه‌های کوتاه مدت سبب می‌شود تا توجه به شرکت‌های معتبر که پشتوانه مالی قابل قبولی دارند کمتر شود و شرکت‌هایی که حرفی برای گفتن ندارند به صورت مقطعی سودی حاصل کنند و بزرگ جلوه داده شوند و از طرفی شرکت‌های معتبر علاوه بر اینکه مجبور می‌شوند وقت و سرمایه بیشتری برای حمایت در این بازار قرار دهند و از هدف اصلی خود یعنی تامین نیازهای مردم در بازار کالا و خدمات دور شوند و در نتیجه به صورت ناخواسته سهامشان ارزش واقعی خود را از دست دهد و نهایتاً به دلیل جذب نقدینگی در بازار بورس، بازارهای دیگر نیز تحت تاثیر قرار گرفته و اینگونه شرکت‌ها دو بازار خود را از دست می‌دهند لازم به توضیح است که مدیریت دو بازار اصولاً کاری است بسیار مشکل و جهت‌های بازار در هر یک از این دو بر دیگری تاثیر گذار است. لازم به توضیح است که در بین شرکت‌هایی که در کوتاه مدت بازدهی خوبی دارند قطعاً شرکت‌های با ارزشی نیز وجود دارد که در هر صورت انتخاب آن‌ها برای بلند مدت نیز سودآور است. در مبحث انتخاب سهم نکاتی درخصوص مدیریت و جهت گیری بازار ارائه خواهد شد.

اصل ششم -زمانی که اوضاع سیاسی اثرات منفی بر روی بازار بورس می‌گذارد معمولاً بیش‌ترین تاثیر را بر سهام هایی که ارزش ذاتی کمتری دارند می‌گذارد بنابراین باز هم دید دراز مدت باعث می‌شود که سهام های با ارزش ذاتی بیشتر را انتخاب کنیم و افت و خیزهای مقطعی آن‌ها نگرانی کمتری به همراه داشته باشد.

اصل هفتم -اصولاً سهامدار می‌شویم تا شرکت‌ها با پشتوانه مالی سرمایه‌های کوچک به بقا و رشد خود ادامه دهند و تلاش می‌کنند تا سهامداران بیشتری از دو طریق جذب کنند: اول سود حاصل از سرمایه گذاری و دوم ارائه کالا و خدمات مورد پسند مشتری. بنابراین شرکتی را برای سرمایه گذاری انتخاب کنیم که از خود مایه ای دارد و در جهت جلب رضایت مشتری تلاش‌های مضاعفی می‌کند اگر دیدگاه این باشد قطعاً سرمایه گذاری بلند مدت معنی واقعی خود را پیدا می‌کند. شاید این سئوال طرح شود که اگر همه بلند مدت سرمایه گذاری کنند پس چگونه معامله شکل می‌گیرد؟ همان گونه که می‌دانید انجام معامله ناشی از اختلاف سلیقه است و خاتمه یک سرمایه گذاری شروعی برای سرمایه گذاری دیگری است که ممکن است هر دو در مقطع زمانی خود تصمیم به سرمایه گذاری بلندمدت داشته‌اند.

تفاوت افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و اندوخته در چیست؟

در افزایش سرمایه‌هایی که از محل اندوخته می‌باشند، شرکت با تایید سهامداران تمام یا قسمتی از سود حاصله به واسطه فعالیت یک یا چند دوره مالی را به جای تقسیم نقدی در بین سهامداران به افزایش سرمایه شرکت اختصاص می‌دهد. در این حالت سهامداران وجهی را بابت افزایش سرمایه به شرکت پرداخت نمی‌نماید و سهام جایزه را از شرکت دریافت می‌نمایند.
در افزایش سرمایه‌هایی که از محل آورده نقدی صورت می‌گیرد، شرکت یا اندوخته ای برای صرف به منظور افزایش سرمایه ندارد و یا سهامداران رای به اندوختن منابع به منظور افزایش سرمایه نداده‌اند. در این صورت روال معمول بدین گونه می‌باشد که سهامداران شرکت در زمان افزایش سرمایه به ازای هر سهم جدید ۱۰۰۰ ریال به شرکت پرداخت می‌نمایند و سهام جدید یا حق تقدم به آن‌ها تعلق می‌گیرد.

تحلیل شرکت‌های سرمایه‌گذاری با استفاده از متغیر ارزش پرتفولیو

ارزش بازار یا ارزش پرتفولیو یک شرکت سرمایه گذاری از حاصل تقسیم ارزش جاری سهام موجود در پرتفولیو شرکت سرمایه گذاری بر تعداد سهام آن شرکت به دست می‌آید. به عبارت ساده، این متغیر نشان می‌دهد که چه مقدار سود از سرمایه‌گذاری‌ها در صورت فروش آن‌ها نصیب هر سهم شرکت می‌شود. این متغیر را می‌توان از اطلاعات منتشره توسط شرکت‌ها به دست آورد.
همانطور که گفته شد این عدد به نحوی نشان‌دهنده ارزش جاری سرمایه‌گذاری‌های شرکت برای هر سهم می‌باشد. با مقایسه قیمت روز سهم و ارزش پرتفولیو شرکت می‌توان گمانه‌زنی‌هایی در مورد وضعیت و قیمت آتی سهم انجام داد. عموما ارزش پرتفولیوی یک شرکت سرمایه گذاری در حدود قیمت سهم آن شرکت می‌باشد و اختلاف زیادی با قیمت سهم ندارد. اما همین اختلاف اندک در تحلیل‌های عددی شرکت‌های سرمایه‌گذاری اهمیت بسزایی دارد. این بررسی‌ها را در سه حالت می‌توان در نظر گرفت:
در حالت اول ارزش پرتفولیو شرکت بیش قیمت روز سهم است. در این صورت در ابتدایی‌ترین سطح بررسی‌ها دو نکته را می‌توان متصور بود. اول اینکه قیمت سهم حداقل قابلیت دستیابی به قیمت‌هایی در حدود ارزش پرتفولیو را خواهد داشت. به عنوان مثال ارزش پرتفولیو یک شرکت سرمایه‌گذاری به ازای هر سهم ۲۱۰۰ ریال می‌باشد در صورتی که ارزش جاری سهم این شرکت ۱۷۰۰ ریال است. اما باید توجه داشت که به احتمال قوی عاملی باعث این اختلاف قیمت گردیده و عموما تحلیل صنایع موجود در پرتفولیو چنین شرکت‌هایی بیانگر عدم اطمینان بازار در مورد ادامه سودآوری و رشد آن‌ها می‌باشد. در نتیجه بازار با چنین سهامی‌با احتیاط برخورد کرده و در بسیاری از مواقع حاضر به خرید سهام چنین شرکت‌هایی حتی با قیمتی برابر ارزش پرتفوی آن‌ها نمی‌باشد. اما با بروز تحولاتی هر چند ناچیز در این صنایع بازار با اطمینان بیشتری نسبت به قبل با سهم شرکت سرمایه‌گذاری برخورد کرده و می‌تواند قیمت سهام شرکت را به سرعت به محدوده ارزش پرتفولیو برساند.
در حالت دوم ارزش پرتفولیو شرکت با قیمت روز سهم برابر بوده و از نظر قابلیت رشد قیمت سهم نمی‌توان به راحتی امکانی را در نظر گرفت. اما باز هم در این حالت شرایط دیگری از جمله تحلیل صنایع موجود در سبد سهام شرکت، بازار سازی سهم و غیره در تعیین قیمت سهم دخیل می‌باشند.
در حالت سوم قیمت سهم بیش از ارزش پرتفولیو شرکت می‌باشد. یکی از ابتدایی‌ترین تحلیل‌ها در این مورد را می‌توان به انتظار رشد آتی سهم شرکت سرمایه‌گذاری به دلایلی از جمله انتظار رشد صنایع موجود در سبد آن مرتبط دانست. اما در صورتی که چنین آینده‌ای برای روند سهم متصور نباشد، می‌توان احتمال کاهش قیمت سهم را نیز در نظر داشت. اما در غیر این صورت ثبات روند فزونی قیمت سهم نسبت به ارزش پرتفولیو می‌تواند ادامه دار باشد. در نهایت باید توجه داشت که مطالب ذکر شده در این بخش تنها قسمت‌هایی از تحلیل‌ها را شامل می‌شود و با اتکا صرف به آن‌ها نمی‌توان نتیجه‌گیری کاملی در مورد گزینش سهام به دست آورد و خوانندگان باید در مورد نحوه گزینش‌های خود تمام موارد را در نظر داشته باشند.

حق تقدم سهام به چه کسانی تعلق گرفته و تا چه زمانی اجازه معامله بر روی حق تقدم شرکت‌ها وجود دارد؟

پس از اعمال افزایش سرمایه در یک شرکت) فارغ از محل افزایش سرمایه) سهامدارانی که در زمان افزایش سرمایه سهام شرکت را در اختیار داشته‌اند به نسبت افزایشی که در سرمایه شرکت داده شده است دارای حق تقدم می‌شوند و یا به عبارتی سهام جایزه به آن‌ها تعلق می‌گیرد. به عنوان مثال اگر شرکتی ۵۰ درصد افزایش سرمایه داشته باشد و سهامداری در زمان اعمال افزایش سرمایه تعداد ۱۰۰ سهم از سهام این شرکت را داشته باشد، تعداد ۵۰ سهم جایزه یا همان حق تقدم را در اختیار خواهد داشت.
پس از اعمال افزایش سرمایه در یک شرکت فرصتی به منظور انجام معاملات حق تقدم‌ها در نظر گرفته می‌شود. در این دوره سهامدارانی که تمایلی به استفاده از حق تقدم‌های تعلق گرفته به خود را ندارند می‌توانند در بازار اقدام به فروش حق تقدم سهام خود نمایند. از طرفی کسانی که در زمان افزایش سرمایه این شرکت سهام آن را در اختیار نداشته‌اند و یا تمایل به افزایش حجم دارایی خود در سهام این شرکت دارند مبادرت به خرید حق تقدم‌های عرضه شده توسط دیگر سهامداران می‌نمایند. در این معاملات قیمت حق تقدم توسط بازار تعیین می‌گردد. این قیمت می‌تواند کوچک‌تر، مساوی و یا بزرگ‌تر از قیمت خود سهم شرکت باشد. در نهایت در مدت زمانی که برای حق تقدم سهام شرکت مشخص می‌گردد، تمام دارندگان حق تقدم‌ها می‌باید مبلغ ارزش اسمی هر سهم را به حساب شرکت واریز نمایند. البته پرداخت ارزش اسمی سهم برای سهامدارانی که به واسطه افزایش سرمایه از محل اندوخته مالک سهام جدید گشته‌اند منتفی می‌باشد.

تحلیل تکنیکی چیست؟
تحلیل تکنیکی بررسی تغییرات قیمت‌های پیشین به منظور پیش‌بینی تغییرات آتی قیمت است. اغلب از تحلیل‌گران تکنیکی به عنوان چارتیست یاد می‌شود چرا که برای تحلیل‌هایشان اتکای زیادی به نمودارها دارند.
تحلیل تکنیکی در زمینه سهام، شاخص‌ها، کالاها، پیمان‌های آتی، و یا هر ابزار قابل داد و ستدی که متاثر از نیروهای عرضه و تقاضا باشد قابل کاربرد است. قیمت به ترکیبی از نرخ‌های باز شدن، حداکثر، حداقل و نرخ بسته شدن یک ورقه بهادار مشخص در بازه زمانی معین اشاره دارد. واحد بازه زمانی ممکن است کمتر از روز)تغییرات قیمت از یک معامله تا معامله بعدی، ۵ دقیقه، ربع ساعت، یا ساعتی)، روزانه، هفتگی، یا ماهانه باشد و ممکن است از چند ساعت تا چندین سال ادامه داشته باشد. همچنین بعضی از تحلیلگران تکنیکی علاوه بر نمودار قیمت، مقادیر حجم (تقاضای اولیه موقع باز شدن نماد) را نیز برای مطالعه عملکرد قیمت بکار می‌برند.
اساس تحلیل تکنیکی
در ابتدای قرن بیستم، تئوری داو چیزی را بنیان‌گذاری کرد که بعدها به عنوان تحلیل تکنیکی نوین شناخته شد. تئوری داو از ابتدا ترکیب کاملی نبود بلکه به مرور با کنار هم قرار دادن اجزایی از میان نوشته‌های چارلز داو در طی چندین سال تکمیل شد. از میان قضیه‌های نقل شده از داو سه تا از آن‌ها برجسته می‌باشند:
• قیمت معرف همه اطلاعات می‌باشد.
• تغییرات قیمت کاملاً تصادفی نیست.
• اینکه چه اتفاقی افتاده { پیشینه قیمت } بسیار مهم‌تر است از چرایی آن { چرا اتقاق افتاده{

قیمت معرف همه اطلاعات می‌باشد:
بسیاری از تکنیکی‌ها معتقد به روند قیمت هستند. لیکن بیشتر تکنیکی‌ها این مطلب را نیز تایید می‌کنند که در برخی از دوره‌های زمانی، قیمت‌ها از روند خاصی تبعیت نمی‌کنند. اگر قیمت همیشه تصادفی بود، تحصیل درآمد از طریق تحلیل تکنیکی بسیار سخت می‌شد. جک شوایگر در کتابش بنام Schwager on Futures: Technical Analysis چنین می‌گوید:
در دوره‌های زمانی طولانی ممکن است بازار دارای تغییرات قیمت تصادفی باشد، لیکن در داخل این دوره‌های زمانی، دوره‌های زمانی کوتاه تری وجود دارند که رفتار قیمت در آن‌ها به صورت غیر تصادفی است. هدف چارتیست ها شناسایی این دوره‌های زمانی (یعنی پیدا کردن روندهای کلی قیمت) است.

اعتقاد تکنیکی‌ها بر این است که تشخیص روند امکان پذیر بوده و می‌توان بر مبنای روند قیمت اقدام به سرمایه‌گذاری کرد و همراه با مشخص شدن تدریجی روند قیمت و با اقدام به خرید و فروش در زمان مناسب، سود کسب کرد. با توجه به این امر که روش تحلیل تکنیکی را می‌توان برای دوره‌های زمانی مختلف بکار برد، امکان دنبال کردن روندهای بلند مدت و کوتاه مدت قیمت به طور همزمان وجود دارد. در نمودار بالا روند قیمت سهام IBM نشان دهنده رویکرد شوایگر نسبت به ماهیت روند قیمت‌ها است. روند کلی به سمت بالاست، لیکن محدوده‌های مناسب برای دادوستد درون آن پراکنده است. مابین محدوده‌های دادوستد به رنگ قرمز- Trading Range روندهای رشدی رنگ آبی – Trending Range وجود دارند که متاثر از روند رشد اصلی قیمت سهم در بلند مدت هستند. وقتی که سهام بالاتر از محدوده داد و ستد قرار می‌گیرد، روند رشد آن دوباره شروع می‌شود. از طرف دیگر زمانی که سهام پایین‌تر از مرز پایینی محدوده داد و ستد قرار می‌گیرد، روند نزولی قیمت سهم آغاز می‌شود.
اینکه چه اتفاقی افتاده از علت آن مهم‌تر است: Tony Plummer در کتابش با عنوان The Psychology of Technical Analysis به نقل از اسکار وایلد می‌گوید «یک‌ها که به عنوان تحلیل‌گران تکنیکی شناخته می‌شوند فقط با دو چیز سروکار دارند:

  1. قیمت فعلی چیست؟
  2. سابقه تغییرات قیمت چیست؟

قیمت نتیجه تقابل نهایی نیروهای عرضه و تقاضا برای سهام شرکت است. هدف تحلیل‌گر پیش‌بینی جهت تغییرات قیمت آتی است. تحلیل تکنیکی با تمرکز بر روی قیمت و فقط قیمت، نمایانگر یک دیدگاه مستقیم است. بنیادگراها به دنبال چرایی قیمت می‌گردند. حال آنکه تکنیکی‌ها به دلایل بنیادگراها در مورد چرایی قیمت با دید تردید نگاه می‌کنند. تکنیکی‌ها اعتقاد دارند که بهترین کار این است که بدنبال چیستی قیمت باشیم و به چرایی آن اهمیت ندهیم. چرا قیمت بالا می‌رود؟ به خاطر بیشتر بودن خریداران (تقاضا) از فروشندگان (عرضه). سرانجام، ارزش هر چیز برابر با پولی است که یک فرد حاضر است برای آن بپردازد. چه لزومی دارد بدانیم چرا؟

قدم‌های کلی برای ارزیابی تکنیکی:

بسیاری از تکنیکی‌ها از یک دیدگاه بالا به پایین (کل به جزء) استفاده می‌کنند: کار تحلیل گر با یک تحلیل کلان و وسیع آغاز می‌شود، سپس بخش‌های کلی جدا می‌شوند تا پایه ای برای تقسیم بندی خرد و متمرکز شکل دهند. چنین تحلیلی می‌تواند شامل سه قدم باشد:

  1. تحلیل وسیع بازار از طریق شاخص‌های اصلی بازار مانند S&P 500، Dow Industrials، Nasdaq و NYSE Composite.
  2. تحلیل صنایع برای شناسایی گروه‌های قوی و ضعیف در داخل بازار.
  3. تحلیل منفرد سهام برای شناسایی سهام‌های قوی و ضعیف در داخل گروه‌های انتخابی

زیبایی تحلیل تکنیکی در تنوع و تطبیق پذیری آن برای بازارها و شرایط مختلف است. چرا که اصول تحلیل تکنیکی کاربرد عمومی دارند، هر کدام از قدم‌هایی که در بالا بدان اشاره شد با زمینه تئوریک مشابه قابل اجراست. شما برای تحلیل جدول شاخصهای بازار نیاز به تحصیلات اقتصادی ندارید. برای تحلیل نمودار سهام لازم نیست شما یک حسابدار خبره باشید. نمودارها نمودار هستند. اهمیتی ندارد که محدوده زمانی ۲ روز یا ۲ سال باشد. اهمیتی ندارد که نمودار، نمودار سهام، شاخص، و یا محصول باشد. اصول تکنیکی حمایت، مقاومت، روند، محدوده دادوستد، و دیگر ابعاد می‌تواند برای هر نموداری بکار رود. در حالی که این امر آسان به نظر می‌رسد، تحلیل تکنیکی به هیچ وجه آسان نیست. موفقیت نیازمند مطالعه جدی، ثبات قدم و ذهن باز است.

روش تکنیکال و مزایا و معایب آن

توانایی‌های روش تحلیل تکنیکال

تمرکز روی قیمت:
اگر هدف پیش بینی قیمت آینده است، متمرکز شدن روی تغییرات قیمت منطقی است. تغییرات قیمت معمولا بر روش فاندامنتال پیشی می‌گیرند. با تمرکز بر قیمت تحلیلگران به طور اتوماتیک به آینده توجه می‌کنند. بازاربعنوان یک شاخص رهبر در نظر گرفته می‌شود و می‌توان گفت که اقتصاد ۶ تا ۹ ماه آینده را تعیین می‌کند. برای همراهی با بازار لازم است که تغییرات قیمت را به طور دقیق زیر نظر داشت. معمولا تغییر قیمت یک موجود زیرک و حیله گر پنداشته می‌شود. با وجود اینکه بازار مستعد یک تغییر ناگهانی است،راهنمایی‌ها و نشانه‌ها معمولا قبل از تغییرات مهم ظاهر می‌شوند. یک تحلیل گر معمولا به دوره‌های خرید در کف به عنوان گواهی بر ترقی قریب الوقوع سهم نگاه کرده و همچنین دوره‌های فروش در سقف را به عنوان شاهدی برای یک دوره رکود در شرف وقوع در نظر می‌گیرد.

عرضه، تقاضا و تغییرات قیمت:

خیلی از تحلیل گران قیمت باز شدن، بسته شدن، حداکثر و حداقل یک سهم را مورد بررسی قرار می‌دهند. در هر جزء از این داده‌ها، اطلاعات ذیقیمتی نهفته است. آن‌ها به طور جداگانه گویای مطلبی نیستند ولی وقتی با هم در نظر گرفته می‌شوند تاثیرات عرضه و تقاضا بر قیمت سهم را نشان می‌دهند.
مثال بالا سهمی را که با یک جهش مثبت باز شده است را نشان می‌دهد یعنی قبل از باز شدن سهم تعداد دستورات خرید بیشتر از دستورات فروش بوده و قیمت بالا رفته تا فروشندگان بیشتری را جذب کند. تقاضا از همان ابتدا بالا بوده است. قیمت حداکثر (high) در طول روز نشاندهنده شدت تقاضا می‌باشد. قیمت حداقل (low) در طول روز نیز گویای میزان عرضه (فروشنده) موجود برای این سهم است. قیمت بسته شدن (close) قیمت نهایی مورد توافق فروشندگان و خریداران است. در مورد مثال فوق قیمت بسته شدن نسبت به قیمت حداکثر اختلاف زیادی داشته و بیشتر به قیمت حد اقل نزدیک است. این موضوع گویای اینست که علی رغم اینکه تقاضا (خریداران) در طول روز قوی بوده است، عرضه فروشندگان دست آخر غالب شده و باعث کاهش قیمت نهایی (پایان روز) شده‌اند. در عین حال با وجود فشار فروشندگان، قیمت بسته شدن بالاتر از باز شدن باقی مانده است. با نگاه کردن به نمودار تغییرات قیمت در طول یک دوره زمانی طولانی می‌توان به وضوح شاهد تقابل و رویاروئی عرضه و تقاضا بود. به ساده‌ترین زبان می‌توان گفت: قیمت‌های بالا بیانگر تقاضای بیشتر و قیمت‌های پایین معرف فزونی عرضه است.


حمایت / مقاومت

آنالیز اولیه و ساده چارت های قیمت می‌تواند در تشخیص درجه حمایت یا مقاومت مفید باشد. این پارامترها معمولا توسط دوره‌های تراکم (محدوده داد و ستد) که قیمت‌ها در یک محدوده مشخص تغییر می‌کند مشخص می‌شوند. این مطلب گویای این است که قوای متقابل عرضه و تقاضا به تعادل رسیده‌اند و داد و ستد به بن بست رسیده است. وقتی قیمت از این محدوده خارج می‌شود نشان دهنده این است که عرضه یا تقاضا شروع به رشد کرده و بر دیگری فائق آمده است. اگر قیمت بالاتراز حد بالایی محدوده قیمت برود نشاندهنده آن است که تقاضا برنده شده و اگر از حد پایینی خارج شود عرضه افزایش یافته است.

پیشینه قیمت به صورت تصویری

حتی برای تحلیل گران فاندیمنتال با تجربه و کارآزموده نیز یک نمودار قیمت، حاوی اطلاعات مفیدی است. نمودار قیمت یک شرکت، نشاندهنده یک نمودار تصویری و گویا ازروند قیمت سهام آن شرکت در طول یک بازه زمانی است. نمودار بسیار گویاتر و خواناتر از یک جدول اعداد است. در اکثر نمودارهای قیمت ستون‌های حجم معاملات در پایین نمودار آورده می‌شوند. با استفاده از این نمودار می‌توان به راحتی موارد زیر را تشخیص داد:
– واکنش‌های قبل و بعد از اتفاقات مهم
– نوسانات گذشته و حال
– حجم و مبلغ معاملات گذشته
– وضعیت نسبی یک سهم نسبت به کل بازار

تسهیل در تشخیص زمان خرید

آنالیز تکنیکال کمک زیادی در تشخیص زمان خرید می‌کند. برخی تحلیل گران، روش فاندیمنتال را برای شناسایی سهام مناسب جهت خرید و روش تکنیکال را برای تشخیص زمان خرید بکار می‌برند. این نکته کاملا واضح است که زمان مناسب خرید، نقش مهمی در عملکرد دارد. روش تکنیکال می‌تواند در تشخیص تقاضا (حمایت) یا عرضه (مقاومت) و همچنین زمان خروج از بازار مفید واقع شود.مشخصا انتظار برای خروج از بازار در نرخ‌هایی بالاتر از نرخ‌های عرضه گسترده و یا خرید در نرخ‌هایی در نزدیکی نرخ‌های حمایتی می‌تواند بازده را بهبود بخشد.
دانستن سابقه تاریخی قیمت یک سهم مهم است. اگر شما سهمی را در دو سال گذشته به عنوان یک سهم عالی ارزیابی می‌کرده‌اید ولی روند سهم در این مدت ثابت بوده است معلوم می‌شود وال استریت نظر دیگری دارد. اگر سهمی به اندازه زیادی رشد داشته باید گوش به زنگ برگشت رو به عقب آن سهم بود. یا اگر سهمی از حد مورد انتظار بیشتر افت نموده شاید این ارزش را داشته باشد که آن را در این قیمت بخرید و منتظر روند رو به رشد آن بمانید.

معایب آنالیز تکنیکال

تمایل تحلیل گر: همانند تحلیل فاندیمنتال، تحلیل تکنیکال ذهنی بوده و علایق و سلایق شخصی تحلیل گر در آنالیز تاثیر گذار است. در نظر داشتن این مطلب در هنگام آنالیز یک چارت (نمودار) مهم است. اگر تحلیل گر روی سهمی خاص تعصب داشته باشد کل تحلیل وی تحت تاثیر این اعمال سلیقه قرار خواهد گرفت و باید این نکته را در نظر داشت همچنین چنانچه تحلیل گر نسبت به یک سهم بدبین باشد نتیجه تحلیل احتمالا انتظار روند نزولی برای آن سهم خواهد بود.
امکان تفاسیر مختلف: علاوه بر موضوع تمایلات شخصی تحلیلگر، باید این واقعیت را پذیرفت که تحلیل تکنیکال را می‌توان به روش‌های مختلف تفسیر نمود. علی رغم اینکه استانداردهایی وجود دارد ولی خیلی وقت‌ها دو تحلیل گر با نگاه به یک نموداربه دو دیدگاه متفاوت و جهت گیری مخالفی می‌رسند! هر دو نیز می‌توانند دلایل منطقی بیاورند و بر سر تحلیلشان اصرار کنند و دلایلی مبنی بر درست بودن تحلیلشان ارایه دهند. در حالیکه این موضوع می‌تواند نا امیدکننده باشد،‌ نظر می‌رسد تحلیل تکنیکال تا اندازه ای مثل علم اقتصاد بیشتر شبیه هنر است تا علم. اینکه نیمه پر یا خالی لیوان را ببینیم بستگی به نظر بیننده دارد.
عملکرد دیر هنگام: روش تکنیکال به خاطر عکس العمل دیرهنگامش معمولا مورد انتقاد قرار می‌گیرد. وقتی که روند (صعودی یا نزولی) قیمت شناسایی می‌شود میزان زیادی از تغییرات قیمت اتفاق افتاده است! بعد از این میزان تغییرات زیاد میزان سود به نسبت ریسک خیلی بالا نیست. عملکرد دیر هنگام یکی از انتقاداتی است که به تئوری Dow وارد شده است.
معمولا در هر زمان روندهای خوب دیگری هم هستند: حتی پس از آنکه یک روند قیمت جدید (صعودی یا نزولی) شناسایی شد همیشه یک روند قیمت مهم دیگر هم به راحتی در دسترس وجود دارد. کارشناسان معمولا متهم می‌شوند به اینکه روی خط میانه حرکت می‌کنند و یک موضع گیری مشخص ندارند. حتی اگر تحلیل گر بر سهمی بسیار مصر باشد، باز هم سهم دیگری که نظرشان را جلب و ارضا کند، وجود دارد.
پشیمانی بازار و سرمایه گذاران: تمامی الگوها و علایم خرید و فروش با روش تکنیکال همیشه درست از آب در نمی‌آید.زمانی که به مطالعه روش تکنیکال می‌پردازید دست آخر به یک مجموعه شاخص‌ها و الگوهای چارتی می‌رسید که باید با یکسری قوانین هماهنگ شوند به عنوان مثال چنانچه الگوی نوسانات قیمت یک سهم از نوع “سر و شانه” باشد. در این الگو مطابق شکل زیر نوسانات گذشته قیمت سهم به گونه ای است که پس از یک روند افزایشی و رسیدن به نقطه اوج نخست یا اصطلاحا شانه چپ
(Left Shoulder)، سپس قیمت سهم با روند نزولی مواجه شده و تا نقطه قعر نخست سقوط می‌نماید. پس از آن قیمت سهم برای بار دوم روند صعودی به خود گرفته و تا نقطه اوج دوم یا اصطلاحا سر (Head) رشد می‌نماید. این نقطه از نقطه اوج اول بالاتر بوده لیکن پس از آن دوباره سهم با روند نزولی مواجه شده و تا نقطه قعر دوم کاهش می‌یابد. مجددا سهم برای سومین بار تا نقطه اوج جدیدی موسوم به شانه راست (Right Shoulder) که تا اندازه زیادی به شانه چپ شبیه است رشد نموده و دوباره روند نزولی آن آغاز می‌شود. از به هم وصل کردن نقاط قعر اول و دوم خطی موسوم به “خط گردن” (Neckline) بدست می‌آید که می‌تواند در تشخیص زمان مناسب برای فروش راهگشا باشد.

نتیجه گیری
روش تکنیکال ۸۰% رفتار بازار را مبتنی بر حالات روانی افراد و ۲۰% را بر پایه منطق می‌داند. در حالیکه تحلیل فاندیمنتال بازار را ۲۰% روان شناختی و ۸۰% منطقی در نظر می‌گیرد. در هر صورت می‌توان بر سر موضوع منطقی یا روانشناختی بودن بازار بحث کرد، اما، هیچ شکی در مورد قیمت فعلی یک سهم نمی‌توان داشت. به هر حال، منطقی یا روانشناختی، کسی نمی‌تواند منکر قیمت فعلی یک سهم شود. قیمتی که توسط بازار تعیین می‌شود نشاندهنده مجموع اطلاعات کلیه مشارکت کنندگان در بازار در مورد آن سهم می‌باشد. اینافراد تمامی اطلاعات منتشر شده در مورد سهم را در نظر گرفته‌اند و بر روی قیمت مشخصی در مورد خرید یا فروش آن به توافق رسیده‌اند. این‌ها نیروهای عرضه و تقاضا هستند روش تکنیکال تلاش دارد با بررسی رفتار قیمت یک سهم تعیین کند کدامیک از نیروهای عرضه و تقاضا پیروز میدان خواهد بود؟ قیمت سهم در گذشته چقدر بوده است و در آینده به کجا خواهد رفت؟
هر چند با استفاده از روش تکنیکال می‌توان برخی قواعد و قوانین کلی برای خرید و فروش سهام در نظر گرفت لیکن این نکته را نباید فراموش کرد که این روش بیش از آنکه یک علم باشد هنر است. لذا مانند دیگر کارهای هنری در معرض تفسیر قرار دارد. لیکن در عین حال این روش به لحاظ نوع رویکرد انعطاف پذید بوده و هر یک از سرمایه گذاران باید طبق روش خاص خود از آن استفاده نمایند. توسعه این روش‌ها نیازمند صرف وقت و تلاش بسیار بوده اما فواید آن می‌تواند در خور توجه باشد.

سفارش خرید و فروش و انواع آن

سفارش: تقاضای خرید یا فروش اوراق بهادار بوده که توسط مشتریان به کارگزاران ابراز می‌گردد و دارای قیمت و نوع سفارش است.

قیمت سفارش: قیمتی است که توسط مشتری به کارگزار ابراز و به یکی از اشکال قیمت باز یا قیمت محدود می‌باشد.

قیمت سفارش باز: در مواقعی که خریدار یا فروشنده تعیین قیمت را به کارگزار واگذار می‌نماید کارگزار دارای سفارش معامله با قیمت باز می‌باشد.

قیمت سفارش محدود: در مواقعی که خریدار یا فروشنده حداکثر یا حداقل قیمت را برای سفارشات خود تعیین می‌نماید کارگزار دارای سفارش معامله با قیمت محدود می‌باشد.

نوع سفارش: نوع اوراق بهاداری است که توسط مشتری به کارگزار ابراز و به یکی از اشکال سفارش باز یا محدود یا مشروط می‌باشد.

نوع سفارش باز: در مواقعی که خریدار یا فروشنده تعیین اوراق بهادار را به کارگزار واگذار می‌نماید کارگزار دارای سفارش باز می‌باشد. در این نوع سفارش مبلغ کل سفارش باید مشخص گردد.

نوع سفارش محدود: در مواقعی که خریدار یا فروشنده نوع اوراق بهادار را مشخص نماید کارگزار داری سفاش محدود می‌باشد. در این نوع سفارش نیز مبلغ کل سفارش باید مشخص گردد.

نوع سفارش مشروط: در مواقعی که خریدار یا فروشنده سفارش خود را تحت شرایط خاصی به کارگزار ابراز نماید کارگزار دارای سفارش مشروط می‌باشد. شرط در این نوع سفارش باید مصرحاً قید گردیده و امکان اجرای آن فراهم باشد.

مدارک لازم برای امور مربوطه به معامله سهام

اصل شناسنامه (عکس‌دار)، یک برگ کپی از صفحه اول شناسنامه و در صورت وجود توضیحات یک برگ کپی از صفحه توضیحات. در صورت وکالت از دیگران، ابتدا وکالتنامه باید به تأئید اداره حقوقی سازمان بورس اوراق بهاردار رسیده و این تأئیدیه به همراه اصل وکالتنامه و یک نسخه کپی از وکالتنامه به کارگزار مربوطه ارائه گردد.
برای فروش سهام شرکت‌ها اصل برگه سهام (سپرده) را همراه داشته باشید.
برای دریافت وجه حاصل از فروش اوراق بهادار نیز همراه داشتن اصل شناسنامه الزامی می‌باشد.

نحوه سرمایه گذاری در سبدهای سهام چگونه می‌باشد؟

به طور خلاصه در این گونه سبدهای سهام شرکت ارائه کننده سبد سرمایه اولیه ای را صرف خرید تعدادی از سهام بازار می‌نماید. پس از آن می‌تواند با خرید و فروش‌های متعدد سبد را اداره نماید. ارزش این سبد معمولا به صورت روزانه محاسبه گردیده و مشخص می‌گردد. سرمایه‌هایی که توسط سرمایه‌گذاران در زمان‌های مختلف وارد این سیستم گشته و یا از آن خارج گردد در ارزش سبد محاسبه گردیده و منظور می‌گردد. در واقع با ورود منابع مالی سرمایه‌گذاران در این سبدها مشارکت کنندگان به نوعی در کل سبد سهیم گشته و سود یا زیان سبد به طور مستقیم و به نسبت سرمایه شخص در مقایسه با کل سبد محاسبه می‌گردد. از مزیت‌های سرمایه گذاری در سبدهای سهام می‌توان به دو مورد بسیار مهم اشاره نمود.

اولا انتخاب سهام موجود در سبد توسط کارشناسان انجام گرفته و سرمایه گذار نیازی به رویارویی مستقیم با اطلاعات و تحلیل‌های بازار را ندارد.

دوم اینکه به دلیل ماهیت این فعالیت، اینگونه سبدها به گونه ای طراحی می‌شوند که از ریسک قابل قبولی برخوردار باشند و سرمایه‌گذاران آماتور با اطمینان بیشتری می‌توانند اقدام به سرمایه گذاری نمایند.

 ۸ توصیه برای موفقیت بلند مدت در بازار سهام

با وجود اینکه هیچ قاعده مشخصی برای خرید و فروش بازار سهام وجود ندارد، ولی قواعد خاصی وجود دارد که قابل رد کردن نیست.
در این مقاله، چند قاعده عمومی که می‌تواند به سرمایه‌گذاران درک بهتری از شرایط بازار با دید بلند مدت بدهد مرور می‌شود.
توجه داشته باشید که این توصیه‌ها بسیار عمومی هستند و هر کدام نسبت به شرایط ممکن است کاربردهای متفاوتی داشته باشند ولی هر کدام از توصیه‌ها دارای مفاهیم پایه‌ای هستند که می‌توانند شما را به یک سرمایه‌گذار آگاه تبدیل کند.

* فروش سهام زیانده و نگهداری سهام سود ده: معمولا سرمایه‌گذاران سهامی که افزایش قیمت پیدا می‌کنند می‌فروشند ولی سهامی که با کاهش قیمت مواجه شده‌اند را به امید بالا رفتن قیمت نگهداری می‌کنند.

اگر سرمایه‌گذار زمان صحیح برای فروش سهامی که با کاهش قیمت مواجه شده‌اند را تشخیص ندهد ممکن است که سهام پس از مدتی کاملا بی‌ارزش شود. البته نگهداری سهام ارزشمند و فروش سهام کم‌ارزش از نظر تئوریک ایده جالبی است ولی در عمل مشکل است.
اگر سیاست شما برای سبد سهام فروش سهام پس از یک میزان افزایش مشخص (به عنوان مثال ۲ برابر) باشد ممکن است هرگز در بازار سهام موفق نباشید. توصیه می‌شود سهامی که آینده خوبی دارند را به واسطه سیاست‌های غلط شخصی دست کم نگیرید.
اگر شما درک خوبی از پتانسیل سرمایه‌گذاری خود دارید ممکن است سیاست‌های غلط شما باعث محدودکردن سود شما شود.
در مورد سهامی که با کاهش قیمت مواجه می‌شوند واقع‌بین باشید و در عین حال پتانسیل‌های سهم را نیز در نظر بگیرید.
مهم این است که اگر در تشخیص سهامی که انتظار آینده خوب برای آن را داشته‌اید، دچار اشتباه شده‌اید واقع‌بین باشید.
از فروش سهام زیان‌ده نترسید زیرا ممکن است برای جبران ضرر زمان را از دست بدهید.
در هر صورت مهم این است که شرکت‌ها را با توجه به امکانات و توانمندی‌هایشان ارزیابی کنید.
فقط به خاطر داشته باشید که اجازه ندهید ترس بازده شما را محدود کند یا باعث زیان بیشتر شود.

* شایعات بازار را جدی نگیرید: شایعات موجود در بازار را جدی نگیرید حتی اگر از طرف دوست شما و یا شخص مطلع در بازار باشد زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی درستی از آینده یک سهم داشته باشد.
زمانی که شما سهمی را برای خرید انتخاب می‌کنید مهم این است که دلیل انجام این کار را بدانید. تحقیق کنید و شرکت مورد نظر را ارزیابی کنید. تکیه بر شایعات دیگران به نوعی شبیه قمار است پیش از تصمیم به خرید ممکن است در برخی موارد تکیه بر صحبت‌های دیگران سودده باشد ولی این عمل شما را از تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار مطلع باز می‌دارد و این آگاهی تنها رمز موفقیت درازمدت است.

* با نوسانات جزئی دلسرد نشوید: در بند ۱ اهمیت تشخیص به موقع سودآوری سهام بیان شد. به عنوان یک سرمایه‌گذار با دید بلندمدت، نگران تغییرات قیمت در کوتاه مدت نباشید.
به خاطر داشته باشید که به جای نگرانی نسبت به نوسانات اجتناب‌ناپذیر در کوتاه مدت به سرمایه‌گذاری خود مطمئن باشید.
یک سری از سرمایه‌گذاران از نوسانات روزانه سهم به دنبال سود هستند ولی سود بلندمدت وابسته به تغییرات دیگری در بازار است که ممکن است چند ماه به طول بینجامد. پس دید خود را برروی نظرات و تحقیقات خود متمرکز کنید.

* روی نسبت P/E تاکید نکنید: سرمایه گذاران معمولاً اهمیت زیادی برای نسبت P/E قایل هستند. با وجود اینکه این نسبت ابزار مهمی در بازار است ولی اتکای تنها بر روی این متغیر برای خرید یا فروش خطرناک است. این نسبت باید در ترکیب با شاخص‌های دیگر مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین نسبت پایین P/E نشانگر ارزش بیشتر سهم نیست همان طور که نسبت بالا نشانگر پایین‌تر بودن ارزش واقعی سهام نمی‌باشد.

* به دام سهام ارزان قیمت نیافتید: ممکن است برخی تصور کنند که سهم ارزان قیمت زیان کمتری دارند. در حقیقت سهام ارزان قیمت بسیار ریسکی تر از سهام با قیمت بالا هستند.

* انتخاب یک استراتژی مشخص و تمرکز روی آن: افراد مختلف روش‌های مختلفی برای خرید یا فروش سهام در بازار
بر می‌گزینند. روش‌های مختلفی برای موفقیت در بازار وجود دارد و روش هیچ کس بر بر دیگران ارجحیت ندارد سرمایه‌گذاری که روش مشخصی برای خرید سهام نداشته باشد ممکن است در بلندمدت با زیان مواجه شود.

* آینده نگر باشید: سخت‌ترین بخش سرمایه‌گذاری در بازار سهام این است که سرمایه‌گذار تصمیماتی را اتخاذ می‌کند که نتایج آن در آینده مشخص می‌شود نکته ای که باید مدنظر داشت این است که با وجود استفاده از اطلاعات گذشته برای تصمیم‌گیری،‌ همه چیز را مشخص می‌کند. اگر پس از اینکه سهام یک شرکت با رشد قیمت مواجه شد این سوال را از خود بپرسید که آیا این سهم می‌تواند بالاتر رود این سوال شما را گمراه می‌کند. درحالی‌که سرمایه‌گذار باید با بررسی وضعیت شرکت نسبت به خرید آن اقدام کند.

* دید بلند مدت داشته باشید: سودهای کوتاه مدت اغلب باعث گمراهی سرمایه‌گذاران جدید می‌شود و داشتن دید بلندمدت برای یک سرمایه‌گذار ضروری است.
این بدان معنی نیست که خرید و فروش سهام منجر به کسب سود نمی‌شود ولی همانطور که قبلا اشاره شد سرمایه‌گذاری در بازار سهام و مبادله در بازار سهام روش‌های متفاوتی برای کسب سود هستند. مبادله نیاز به ریسک پذیری بالا دارد. در نظر داشته باشید که این مبادلات نیاز به منابع مالی، دانش و ریسک‌پذیری بالا دارد.

نتیجه گیری
در این مقاله توصیه‌هایی برای سهامداران با دید مدت ارائه شد. در نظر داشته باشید که در همه موارد فوق استثناهایی وجود دارد. ممکن است یک سرمایه‌گذار با توجه به شرایط در جهت عکس برخی از موارد فوق عمل کند ولی امید این است که توصیه‌های فوق در تصمیم‌گیری سرمایه گذاران در بازار سهام مفید باشد